تبلیغات
آغوش مادر - منیم آنام
جمعه 9 مهر 1389

منیم آنام

   نوشته شده توسط: غریبه مادر    

قوینوندا بسله نر گوزل دیلكلر

در آغوشت آرزوهای زیبا پرورش می یابند

 

لاییقدیر سجده یه سنه ملكلر

شایسته است فرشته ها بر تو سجده کنند

 

نرده سن، گوزلریم هپ سنی بكلر

هر کجائی ، چشمانم در انتظار توست

باخ اولادین ناسیل گریاندیر آنا!

ببین فرزندت چگونه در فراقت گریان است مادر...

 

بیر آه چكسم سنسیز قوپمازمی طوفان؟

اگر بی تو آهی بکشم ، طوفان بپا نمی خیزد ؟

 

عزیزیم آنا جان، گوزوم آنا جان

عزیز دلم ، چشم و جانم مادر جان

یوموق گوزلرینی آچ دابیر اویان

چشمان بسته ات را باز کن ، بیدار شو

 

ایندی زمان باشقا زماندیر آنا

حالا زمان ، زمان دیگریست مادر...

 

ییخیلیب پایینه اولمك ایسته رم

زیر پایت افتادن و مردن می خواهم

آنالیق مهرینی گورمك ایسته رم

مهر مادر را دیدن می خواهم

سنی گورمك ایچون اولمك ایسته رم

در شوق دیدن تو مردن می خواهم

تسللیم آه ایله فغاندیر آنا

تسلی من آه و افغان است مادر


مینا
سه شنبه 5 شهریور 1392 ساعت 09 و 51 دقیقه و 55 ثانیه
سلام . وبلاگت قشنگه . من نزدیک 3مامه خالمو از دست دادم . اون خیلی گل بود . دلم براش تنگ شده . اگه دوست داری به وبلاگم سر بزن .
مینا
چهارشنبه 14 مهر 1389 ساعت 23 و 25 دقیقه و 13 ثانیه
سلام عزیزم مثل همیشه عالی بود به خصوص که به زبان مادری بود.دوستت دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر