تبلیغات
آغوش مادر - مادر ، مادر
سه شنبه 6 مهر 1389

مادر ، مادر

   نوشته شده توسط: غریبه مادر    

مادر از وقتی که رفتی زندگی واسم عذاب شد

نگفتی وقتی که میری شاید از دوریت بمیرم

حالا که تنهام گذاشتی با تموم خاطراتت

جای خالیت همیشه روبروم توی اطاقه

چرا تنهام گذاشتی مگه ما رو دوست نداشتی

حالا من تنهای تنها از غم دوریت میمیرم

منو با خودت می بردی به همون جایی که رفتی

زندگی معنا نداره خودت هم اینو میدونی

حالا که نیستی کنارم سرمو رو شونه کی بزارم

هیشکی مثل تو نمیشه ، مادر خوب و عزیزم

هنوزم کنار قبرت واسه من یه جا بذاری

منتظرم بمون عزیزم که یه روز منم بمیرم

ارزومه که یه روزی دوباره تو رو ببینم

دیگه واسه همیشه منم کنار تو بمونم

مادرم یادت همیشه توی این قلبم میمونه

            یه روزی بیام که پیشت دیگه واسه همیشه


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر